بوی جنگل های گیلان در صدای کودکی
سلام خوشجلاااااااااااااااا من اومدم بازز . نمیدونم چرا نصف شبی باز دلم هوای شمال کرد. و جالب اینه که انحصارا دلم هوای گیلان کرده. من تا حالا گیلان نرفتم اما امشب بدجوری دلم هوای گیلان کرده. هوای ماهی سفید کبابی و برنج شمالی. اونم برنجی که روی اتیش دم کشیده باشه. یادش بخیر. اون روزا که کوشولو بودیم میرفتیم خونه مامان بابام. بهش میگفتیم ننایی. هههههههههه. اخییییی یادش بخیر. یه زن کاملا زجر کشیده و مهربون. خدا رحمتش کنه. دلم براش تنگ شد. نمیدونم چرا اما هیچوقت به خوابم نیومد. نمیدونم شاید چون تو عالم بچگی اذیتش کرده بودم. یادمه سال اولی بود که خاله بهم سر میزد و مه یه دختر به شدت خجالتی بودم. جلو همه بهم گفت سیب زمینی بخور واسه اون قض...
نویسنده :
مامان
21:15



